Arash Ashoorinia's Photography

November 12, 2005

تئاتر شهر
تاتر شهر


Category Archive

یادم نیس ساعت 10 شب اونجا چی کار میکردم؟
یادته؟
فقط یادمه که داشتم یه عکس از تابلوی تئاتر شهر می گرفتم با ماه پشتش... شاید هم دوتا!
یکی هم اون وسط پارک پشت بلندگو داد میزد، هی داد میزد! دااااد میزد! اون ساعت شب؟ یه عده هم دورش جمع بودن. فکر میکرد اگه داد بزنه ملت خوشحال میشن و میخندن و ثواب میکنه، تولدی ! عیدی چیزی هم بود!
آه یادم نره! میخواستم عکس بگیرم!
این آقا اومد نشست جلوی دوربین من، من هم عکسی گرفتم که تو کادر باشه...فقط یه عکس... هیچ حرفی هم نزدیم.
اصلا نمیدونم چرا عکسی از تاتر شهر گذاشتم اینجا!

گفتم شاید تو بدونی...


نظرات
+

من میدونم چرا عکسی از تئاتر شهر گذاشتی.
چون رو به تخریب و عکسهای یادگاری اینجا بدرد میخوره.

نوشته شده توسط پوريا در November 12, 2005 10:38 PM
+

دلم سوزد ز سرگردانی ماه
که شب تا روزپوید این همه راه
سحرخواهد در آمیزد به خورشید
نداند چون کند با بخت کوتاه

نوشته شده توسط نوشین در November 12, 2005 10:48 PM
+

دوست گرام

وه که چه عکسي است ! عاليست عالي
تابلوي تاتر شهر و ...را فراموش کن اي کاش اين تابلو در
عکس نبود .
آنگاه من ميتوانستم بگويم که اين مرد با اين چهره سمپاتيک
و اين چشمان گويا و اين صورت در ناکجا آبادي نشسته و همراه
با ماه به حماقت بشر و جناياتي که با اين حماقت ميکند فکر ميکند
و کله تاسف تکان ميدهد . شاد و سبز باشي با هزاران سوژه که
منتظر کشف از طرف شما هستند . نانا

نوشته شده توسط nana در November 12, 2005 11:37 PM
+

چه حالي داره اين ماه...دور و بعيد...

نوشته شده توسط رهايي در November 12, 2005 11:50 PM
+

امروز می خوام برم تئاتر شهر بلیط بگیرم برای پنجشنبه. چرای تو برای من اول می شه این. بعدش هم این که دیوارش خراب شده و ...

نوشته شده توسط المیرا در November 13, 2005 12:00 PM
+

میدانی؟! در زندگی آدمی لحظاتی ست که دلتنگ می شود.لحظاتی که می خندد از ته دل. لحظاتی که شاد می شود و هیچ نمی گوید,
در دل لبخندی میزند.و لحظاتی که فرا موش می کند تمامی آن چه هست و نیست را,آن چه باید باشد اما حضوری ندارد.گاهی تنها می خواهی دستی باشد نوازشت کند.آغوشی تا پذیرایت
باشد...
گمانم در زندگیت لحظاتی است چون دیگران.دل گیریت را پشت عکسی پنهان می کنی یا نه چرا پنهان؟!بیانش می کنی. شاید دلگیری دیگری هم باشد...

نوشته شده توسط Haleh در November 14, 2005 12:02 AM
+

اره يادمه ...
چون مي خواستي به من بگي توي شب چطوري هم ماه اكسپوز مي شه و هم سوژه ي انساني!

نوشته شده توسط ساناز در November 14, 2005 12:10 AM
+

هر چی هست
عکس خیلی قشنگیه...

نوشته شده توسط هدی در November 14, 2005 01:25 AM
+

چه عکسی .این هم تبدیل به خاطره میشه. چه خاطره های تلخ و شیرینی که تو یاد همه ی بچه های اونجا مونده و منتظر ن که شاهد فرو ریختن دیواراش باشن. درست مثل فرو ریختن سینما پارادیزو جلوی چشمای بسته ی آلفردو ی آپاراتچی . ولی اون نمیدید و من بهش قبطه میخورم . سال گذشته همین روزا بود که داشتیم (بی شیر و شکر) رو تو قشقا ئی تمرین میکر دیم . چه لحظه های شیرینی بود.
یه شب وسط اجرا یه نفر پا شد و از وسط صحنه رد شد و رفت بیرون و همه رو به هم ریخت . بعد فهمیدیم ارش خان دوربین به دست کسوف بوده . یادش بخیر. کاش منم کور بودم .
www.banan.blogfa.com

نوشته شده توسط محمد بنان در November 14, 2005 08:39 AM
+

من میدونم چرا ! چون تا چند وقت دیگه این تابلو ها عوض میشن و جاشون را به تبلوهایی میدن که روش نوشته : دستشویی کمی بالا تر

نوشته شده توسط shahab burton در November 14, 2005 10:50 AM
+

اگر این آدم نیامده بود جلوی عکس تلپ بشه عکس خیلی عالیی می شد . راستش را
بخوایید من این سبک عکاسی را خیلی دوست دارم چون می توانم از هر چیز دور و برم اون محیطی را که بخوام بسازم . به هر حال خوشحال میشوم گهگاهی که وقت داشته باشید از تجربیات شما استفاده کنم .

با ارادات فراوان
نادر بهرامی

نوشته شده توسط نادر بهرامی در March 2, 2006 05:48 PM
+

اگر این آدم نیامده بود جلوی عکس بشینه عکس خیلی عالیی می شد . راستش را
بخوایید من این سبک عکاسی را خیلی دوست دارم چون می توانم از هر چیز دور و برم اون محیطی را که بخوام بسازم . به هر حال خوشحال میشوم گهگاهی که وقت داشته باشید از تجربیات شما استفاده کنم .

با ارادات فراوان
نادر بهرامی

نوشته شده توسط نادر بهرامی در March 2, 2006 05:52 PM
+

از دیدن سایت شما بسیار لذت بردم.موفق باشید.

نوشته شده توسط گیلاس وحشی در June 15, 2006 10:26 PM
+

salam unus nagoorsan

نوشته شده توسط jiji در June 19, 2006 11:07 AM
+

اولين چيزي كه ماه بالاي كادر تو ذهنم آورد اين بود:
وسيع باش و تنها و سربه زير و سخت...

نوشته شده توسط sholeh در September 14, 2006 12:22 PM
+

کاش از پشتش ( پارکینگ سابق ) هم عکسی میگذاشتین !

نوشته شده توسط اثر انگشت در October 7, 2006 01:21 AM
+

تصاویر خوب است اما از تصاویر روزمره استفاده کنید

نوشته شده توسط حسن در April 16, 2007 09:22 PM
نظر بديد
نام (Name):

پست الکترونيک (Email):

 آدرس سايت (Webpage):

نظرات (Comments):

 
 اطلاعات مرا به خاطر بسپار
Save my information
Ø Archive Page ×

Yas e No    lll    Ahmadreza Ahmadi    Spring    Iran vs Saudi Arabia   
Alone    Persian Leopard    27th Fajr International Film Festival    Shirin Ebadi & Human Rights Defenders Organization     Oraman Takht   

Ø صفحه بايگانی ×
 
Powered by Movable Type 3.2 - Hosted by GARDOON