Arash Ashoorinia's Photography

February 05, 2006

Moharam-محرم
Moharam


Category Archive

محرم فرصت خوبیست...
که به یاد بیاورم مردم همه اینهایی نیستند که در اینترنت وبلاگ مینویسند!
دیگرانی هم هستند!


نظرات
+

سلام. فقط محرم؟!
والله وقتی من در تاکسی و اتوبوس و مغازه و تو کوچه و خیابون و دانشگاه و... هستم همین احساس رو دارم.
در ضمن چقدر عکسات قشنگن.
مصاحبه‌ت رو کجا می‌تونم گوش بدم؟

نوشته شده توسط زیتون در February 5, 2006 07:38 PM
+

و چقدر ما به این یادآوری نیاز داریم، ممنون

نوشته شده توسط مردی... در February 5, 2006 08:14 PM
+

چند بار امده بودم تو وبلاگت ولی وقت نکردم همشو ببینم. خیلی با ایده ها و عکسات کیف کردم.
واقعا این حرفی که زدی درست بود؛ و ما به این یاد آوری احتیاج داریم

نوشته شده توسط کاوه در February 5, 2006 09:33 PM
+

کسوف عزيزم

روي نکته خوبي انگشت گذارده اي
ميداني من تمامي مردمي را که در محيط بسته و خفقان آور
ايران اين گونه سنت هاي اسلامي را هرسال باشکوه تر
از سال قبل برپا ميکنند نميتوانم با هيچ سريشمي هواداران
اين رژيم بدانم .

دليل هم برايت دارم
ظرف اين بيست سالي که در امريکا هستم هرگاه وضع اقتصادي
کمي خراب شده
و به قول خودشان ريسشن به وجود آمده دقت کرده ام و ديده ام
که همان سال اينان کريسمس را باشکوه تر و با لفت و لعاب
بيشتري جشن ميگيرند و حتي کساني که خانه هاي خود را قبلا
چراغاني کريسمس بازي نميکردند در اون سال خاص چراغ وقوبول
منقل آويزان ميکنند
دليلش هم بسيار ساده و ابتدائي است
زيرا اينان هم با توسل به مسيح آرزو ميکنند که وضع بهتر شود.

پس دقيقا هنگامي که در يک رژيم اسلامي
مردم سنتي اسلامي را با شکوه برقرار ميکنند يعني اين که :
اي خدا و محمد و علي به دادمان برسيد که درحال غرق شدن
هستيم !!!!!!!!!!! مگه نه ؟
و همين مردم برگزار کننده اولين نفراتي هستند که خرخره اين
نمايندگان خدا را خواهند جويد .
و سپس به خانه ها رفته و خواهند گفت :
- خدا و محمد را از دست اين رجاله هاي متقلب نجات داديم !!!مگه نه ؟ نانا

نوشته شده توسط nana در February 5, 2006 09:51 PM
+

almate chie ina?

نوشته شده توسط samar در February 5, 2006 10:03 PM
+

چیز تازه ای نیست.
رضا شاه (خان) با اینکه آخوندها رو خل لباس کرد همین محرما پا برهنه و گل به سر توی خیابونا را میوفتاد. هی... هرچی میکشیم از همین مذهبی بودن افراطی بعضی ها میکشم (بیشتریا)

نوشته شده توسط پوریا در February 5, 2006 11:01 PM
+

سلام
در پس همه سوء استفاده هاي رذيلانه اي كه توسط جماعتي خاص ازامام حسين ميشه ولي عشق سوزناك اين مردم به اون واقعا قابل تقديره .
عكس قشنگيه , سالها بود كه اين منظره رو نديده بودم و دلم براش تنگ شده بود. مرسي

نوشته شده توسط رضا در February 5, 2006 11:39 PM
+

زيباست ... مرحبا ...

نوشته شده توسط سوسن جعفري در February 6, 2006 12:27 AM
+

vay!!!!!! in ax betor vahshatnaki alie.

نوشته شده توسط saghi در February 6, 2006 01:08 AM
+

احساسات شديد رنجهاي عميق ...

نوشته شده توسط ليلا در February 6, 2006 01:39 AM
+

I agree with you :)

نوشته شده توسط fatan در February 6, 2006 04:36 AM
+

خانم نانای عزيز
عشق و علاقةي شما بة اسلام بسيار قابل تقدير است
به شما پيشنهاد ميكنم كه مخصوصا در اين ايام كه مصادف است با عمليات غرور افرين فتح فاو(20 بهمن) يك كمي مطالعه بفرماييد ابته اگر از وقت شريفتون كم نميشه و ببينيد جووناي اين مملكت با اتكا بة اين دين تخمي تازي عقب مونده چه جوري مردانه دربرابر يكي از مدرنترين ارتشهاى دنيا(با بيش از 14 لشكر مكانيزه) كه از طرف ليبرال دموكراسي غربي كه امثال شما سنگشو بة سينه ميزنيد ايستادند. معلمي داشتم كه ميگفت: در بارهي هيچ چيز پيشداورى نكن. نه خوبي خدا و نه بدى شيطان
يا حسين

نوشته شده توسط poshte_sahne در February 6, 2006 05:37 AM
+

واه واه واه موسيوي پشت صحنه

شما کجا تشريف داشتيد ؟ اوغور به خير برادر!!!!
بفرمائيد يه چائي بدم خدمتتون !!!
عرض کنم به خدمتتون که اين فاو بيست بهمن ديگه چي صيغه اي يه ؟
اگع منظورت جنگ عراقه ها ...قربونت برم اين مردانه !! ايستادني که
ميگي جلوي ارتش مکانيزه ها ....موقعي بود که اين مردم و جوانان
يه کوچولو اعتقادي به بدي و خوبي و ظلم و عدالت داشتن عمو !!!
خواب بودي خير باشه !!!

شما از پشت هيجده قدم همچي پريدي وسط که اگه يکي ندونه خيال
ميکنه همين ديروز صدام فرودگاه مهرآباد رو بمباران کرده !!!!
برو عمو دست بردار
تموم شد اون مقاومت ها پيشي بردش !!!
مملکتي که صاحباش يه مشت مافيا هستند و بچاپ بچاپه تو خيال
ميکني کسي حتي گوز براي حفظش ميده ؟
مملکتي که تنها کسي که توش حساب نميشه همون جواناني
هستند که رفتن تو جبهه شل و پل شدن و باقي مردم ايران
خوب تو خيال ميکني ميان جلوي ارتش امريکا وايستن
خوش خيالي بد نيست ولي قربونت برم نه اين همه عمو

تازه چرا با هم جر و بحث بکنيم مگه دشمنيم ؟ يه کوچولو هر دومون
صبر ميکنيم ببينيم وقتي که هيئت حاکمه ايران قبل از اومدن امريکا
بقچه بنديل ها رو بسته و فرار کردند ببينيم چند تا از اين جوونا ميان
مثلني با شعار اسلامي جلوي کسي واميستن

بچه که بوديم ميگفتيم
ده شاهي بده آش - تو همين خيال باش
يه کمي دندون رو جيگر بزار تا بهت نشون بدم . نانا

نوشته شده توسط nana در February 6, 2006 07:23 AM
+

سلام دوست عزيز، من خيلى وقتها عکسهاى شما را مى بينم و لذت مى برم. اين مورد هم که اشاره فرموده ايد از آن دست مطالبى است که من هميشه ياد آورى مى کنم. البته به قول زيتون، ما اين يادآورى را هر روز داريم تو کوچه و خيابون مى بينيم. اما در مورد نظرى که نانا نوشته اند، به نظر من حتا اگر حق با شما باشد، باز هم بايد براى خودمون متأسف باشيم؛ تا وقتى که اين مردم منتظرند يه دست غيبى ديگه بياد و اونا رو نجات بده، وضع ما همينه. يه نماينده از طرف يه خداى ديگه مياد که اين نماينده دروغى از يه خداى دروغى را کنار بزنه…

نوشته شده توسط نيما در February 6, 2006 07:55 AM
+

نيماي گرامي

داشتم ميرفتم بخوابم که پيامت رو ديدم
دوست من به نکته بسيار مهمي توجه کن که دارم برات مينويسم
کساني که به شکل علمي به علم جامعه شناسي ميپردازند
معتقدند که يک نسل هرگز دو انقلاب را نميبيند .
اين نظريه اي بسيار قاطع است .
شايد علت اين باشد که مثلني نسل من که در زمان انقلاب بهمن
جوان بود و نسل قبل از من که پدرها و مادران من بودند و اغلب
هنوز زنده هستند اون انرژي که انقلاب يعني منقلب شدن و
درهم ريختن تمامي نهادها ازشون ميگيره براي شايد دوسه
نسلي بعد براي آنها ديگر جائي براي بلند شدن دوباره نميگذاره !!
و زنده بودن اين گروه و نا اميدي آنها از بهبود شرايط زندگيشون
سبب ميشه که اين نااميدي را به نسل هاي بعدي چون يک
اپيدمي منتقل کنند
من نميدانم که دليل انفعال ما و سر خم کردنمان در برابر اين
همه ظلم اين مساله است يا نه ؟
ولي قدر مسلم اين است که اغلب مردم با سنين من و يا بزرگتر
و حتي کوچکتر که شاهد کشته شدن عده اي و تخريب زندگي
خود بوده اند و متاسفانه اين رژيم نه تنها بدبختي ما را کم نکرد
بلکه دو ميليون بدبختي ديگر هم بر دوش ما گذارد !! خوب بسيار
طبيعي است که بترسند مگر نه ؟
چرا بايد دوباره بروند کشته بدهند و کسي را بالا ببرند که قاتل
خود و فرزندانشان شود .
در واقع اين نااميدي سياه در مردم ايران باعث و بانيش فرو
ريختن تمامي ديوارهاي آرزو و اميد مردم ايران بوده مگه نه ؟

ولي بالاخره ميگويند هر ظلمي يک روز به پايان ميرسد وگرنه
که نسل بشر از روي زمين تا کنون پاک شده بود !!!!
براي ما هم آن پايان فرا رسيده است

حال اگر اين ترس فلج کننده هنوز باقي باشد اين تق و توق
امريکا شايد باعث تکاني و اميدي بين مردم براي برخاستن
و سرنوشت خود را به دست گرفتن شود .
اگر هم باز مردم بي تفاوت باشند که خوب باز هم امريکا برايمان
کسي را مياورد و بالاي سرمان مينشاند

در حقيقت دوست گرامي دقت کن براي مردم ايران چه فرقي
ميکند که نفت را به امريکا بفروشد و يا چين مثلا ..چيزي که مسلم
است پول اين نفت صرف خدمت به مردم ايران نميشود
درست مانند بودن لشگري مهاجم در راس امور

خوب براي نيمي از مردم ايران که جوان هستند اگر قرار باشد امريکا
در راس امور باشد و يا اين رژيم بيگانه که هيچگونه تعلق
خاطري نه به ملت ما دارند و نه به ايراني بودن و از هر بيگانه اي
براي ما ثابت کرده اند که بيگانه تر هستند
حقيقتا چه فرقي ميکند ؟
بگذار صريح تر بگويم
به نظر من حداقل بودن امريکا بر راس قدرت در ايران مقاديري
راه و رسم جهان متمدن را به ما ياد ميدهد
در مقابل بودن اين رژيم
و ياد دادن فتح قدس و کربلا از اين اتوبان يا آن اتوبان !!!!و يا چاهي
که قرار است معلوم نيست چه کس خيالي از آن بيرون بيايد !!!!

به والله من يکي با اين که سني ازم گذشته ترجيح ميدهم که مادونا
برايم بخواند
تا مثلني آهنگران نوحه حضرت عباس
زيرا من بسيار بسيار بيشتر با شعرهاي چرت و پرت مادونا ارتباط
برقرار ميکنم تا با انکهت و المعاويه و القادسيه مثلني!!! که حتي
قادر به درک معنيش نيستم و اصلا و ابدا و صد سال سياه حاضر
به ياد گرفتنش هم نيستم

بايد ديد بالاخره اين ملت چه ميکند ما هم خر آنها و به دنبالشان
ميرويم چاره اي نداريم والسلام . نانا

نوشته شده توسط nana در February 6, 2006 08:22 AM
+

مستر یا شایدمیسیز نانا که حتی از هویت و اسم خودت هم فراری هستی.یه کم تاریخ بخون تا بدونی اون به اصطلاح جامعه شناسایی که فقط تو اونا رو می شناسی همچی هم درست فرمایش نکردن که" يک نسل هرگز دو انقلاب را نميبيند" یه سری به تاریخ یکی از کشور های همسایه مون که زیاد هم از ما دور نیست بزن البته اگه این نظریه ÷ردازی هات بهت اجزه مطالعه بدن تا متوجه بشی میشه حتی در طول یه سال چن تا حکومت عوض کرد اونهم با انقلاب ولی اینکه عاقبتش چی میشه
معلومه بدبختی محض اطلاعت نمی دونم چن سالته ولی اگه موقع انقلاب جوون بودی امکان نداشت شعار "مرگ بر شاه" نگفته باشی مگر اینکه شاهدوست بوده باشی که اونوقت حسابت ازین بحث جداست
می خوام اینو بگم امریکا همچی دلش برای من و تو نسوخته که ادای رابین هود رو برای ما در بیاره
و بیاد ما رو از ظلم و ستم ریچارد شیر دل نجات بده اگه هم دلت برای شنیدن نوای مادونا خانم که فقط برای بایین تنه مردم اظهار فضل من کنن تنگ شده خیلی ها هستن تواین مملکت اینو نمی خوان جون دوس ندارن و همون نوحه های آهنگران رو تر جیح می دن شما اگه دوس داری ایشون رو دعوت کن خونه تون و اونجا بساطت رو پهن کنو حسابی حلش رو ببر.معلومه دل خیلی پری داری.نمی دونم کجایی اگه تو ایران هستی بزن بیرون و خودت رو خسته نکن و اگه بیرونی پس در مورد داخل ایران اظهار نظر نفرما و برو کنسرت های ...... شق کن مادونا رو ببین. خوش باشی

نوشته شده توسط ali در February 6, 2006 10:35 AM
+

baz in che shooresh ast.............

نوشته شده توسط zahra در February 6, 2006 11:38 AM
+

تصویر بسیار زیبائیست....محرم فرصت بسیار خوبی است اما نه فقط به آن دلیل. به هزار و یک دلیل....

نوشته شده توسط حامد در February 6, 2006 03:45 PM
+

زيباست.

نوشته شده توسط eksir در February 6, 2006 05:14 PM
+

با نانا موافقم. بعضیها هم که می شینند معلوم نیست چی می خونند با کجاشون فکر میکنند. بابا علی جان تو که از انقلا کبیر زنده ای و اینقدر مطالعه داری یه چند تا مثال می زدی!!! ما هم یاد بگیریم.
به جای اینکه بشینی ..... بزنی لا اقل گوش کن

نوشته شده توسط کاوه در February 6, 2006 05:49 PM
+

اینقدر تناقض در ذهنم وجود داره... که فقط به زیتون جواب میدم!

زیتون جان
دو تا نکته داره!
یکی اینکه به اندازه شما با مردم ارتباط ندارم... در تاکسی و دانشگاه و مغازه... !
تارک دنیا شدم!
دوم اینکه محرم جنس خاصی به شهر میده... که نه فقط در وبلاگها ، تلویزیون و ماهواه... اصلا گاهی گمان میکنم ما فاصله بین مردم ، بین ما همشهری ها... اینقدر زیاد شده که حالا حالا ها با هیچ چسبی به یکدیگر نزدیک نخواهیم شد...

در ضمن خودم هم نمیدونم اون مصاحبه رو کجا میتونم گوش بدم! البته گمان نکنم برای کسانی که دستی بر آتش دارند هیچ چیز جدیدی داشته باشه...

نوشته شده توسط آرش عاشوری نیا در February 6, 2006 07:08 PM
+

همه جای دنیا فستیوال هایی وجود داره که مردم دور هم جمع میشن و اوقاتی رو با هم شریک میشن و به نظر من این یک نیازه....در ایران هم که به علت سد های عظیمی که همیشه در برابر نیازهای طبیعی جامعه وجود داشته و همه چیز از جریان طبیعیش خارج شده ،این حرکت ها زیاد هم غیر طبیعی نیست....

نوشته شده توسط نسیم در February 6, 2006 09:33 PM
+

عكست كماكان زيباست.
اما محرم يعني ماه اعتراض به بي عدالتي ها وظلم . لااقل براي ما جوانهاي قديم اين معني رو داشت . تو شهرما مردم از نيمه هاي شب تو گل و گلاب
خودشونو غرق مي كردند و با روشنايي صبح كنار آتش تنشونو خشك كرده و تمام روز رو سينه مي زدند . روشنفكران و دانشجويان از تهران و بعضي شهرهاي بزرگ به شهر ما مي آمدند كه دراين مراسم زيبا شركت كنند . البته ساواك و شاه هم دسته ها و مفتخورهاي خودشو داشت .
البته نبايد حساب مزدوران در خدمت نظام ستمگر رو با مردمي كه با هزار انگيزه ستودني اين كارارو ميكنند , يكي كرد.

نوشته شده توسط رضا در February 7, 2006 12:01 AM
+

خوب ناناى عزيز، من هم امروز آمدم سر کار که نظر شما را ديدم. به نظرم کمى سوء تفاهم شده. منظورم از دست غيبى آمريکا نبود. منظورم همون سنتهايى است که اين روز ها به آن پرداخته مى شود و شما به درستى گفته ايد که اين مردم با حفظ اين سنت ها ربطى به حمايت از حکومت ندارد. تا اينجا را من هم قبول دارم. مسأله من اينست که ما هرچه مى کشيم از دست همين سنت هاست. خيلى ها فکر مى کنند و من گمان کردم شما هم از آن گروه باشيد و شايد هم باشيد که اين سنتها در نفس خودشون خوبند و اشکال جاى ديگريست. حرف من اين بود که تا اين جور سنتها باشد، هميشه اين امکان هست که گروهى به نمايندگى از خدا بر ما حکومت کنند. در مورد صحبت ديگر دوستان و ياد آورى فاو، مى دانيد که بنده هم رزمنده بودم و گرچه شل و پل نشدم ولى آن انرژى که شما مى گوييد از پدرمان گرفته شده از من هم گرفته شده. من حتا نمى توانم تصور انقلاب يا جنگ ديگرى را بکنم، چه رسد که دوباره به جبهه بروم…

نوشته شده توسط نيما در February 7, 2006 08:44 AM
+

کاوه جون وکسانی که مث ایشون با کله تون فکر می کنید نه با جای دیگه تون
انتظار ندارم حرف هم رو بفهمیم چون حرفامون از یه سنخ نیست
ولی خواهشا اونچه که تو کله هاتون می گذره رو علمی فرض نکنین
چون تریخ علم پر از نظریه هاییه که عمر شون کوتاهه
دنبال حقیقت ازلی باشین اگه حال و حوصله شو دارین اگه نه همون مزیک مادونا رو بچسب و باهاش تز و آنتی تز طرح کن والسلام

نوشته شده توسط ali در February 7, 2006 10:14 AM
+

سلام به همه شما دوستان . تو رو خدا با هم دعوا نکنین. به خدا همه ی شما نظرتون در حد خودش درسته . فقط کافیه به این فکر کنیم که ما همه انسانیم با نظرات متفاوت . آرزو میکنم که حسین وارانه هم آزادگی و هم دین واقعی داشته باشیم .
یاحق

نوشته شده توسط azam در February 7, 2006 05:11 PM
+


نيماي گرامي

بايد خدمتت عرض کنم که هم حق داري و هم نداري .

حق داري زيرا چيزي که ميبيني تصوير جامعه اي است که
همواره قلدري در راس آن بوده است .

حق نداري زيرا اين تصوبر مانند پرده وايلد انگل بخش هائي دارد
که تو قادر به ديدن نيستي و اگر جلوي چشمانت باز شود تو ناگهان
اين گونه سنت ها را
همان گونه که کشورهاي متمدن غرب به آن نگاه ميکنند نگاه ميکردي
و از آن نميترسيدي .

اول همه برايت بگويم که شخص من با تمامي وجود پس از خوردن
هفت آبجوي بشکه اي تازه به سراپاي هر سنتي که هست و
نيست مجموعا مي ش......... خوب حال با اين نگاه بيا تا برايت
از مثلا بي آزاري کساني که حتما کليسا را بايد شب قبل کريسمس
بروند بگويم که چه اين ايده بي آزار است .
ساليان سال است که اينان شب قبل ميروند و گاها تا صبح در کليسا
ميمانند که به حضرت مسيح کمي رشوه رفتاري دهند !!!!!!
خوب بروند !
به روند کلي جامعه که داره کار خودشو ميکنه و بار خودشو ميبره که
کاري ندارن خيلي شخصي دوست دارن يه شب خوابشون رو برين.
توش .

نه عزيزم هنگامي که يک ملت دموکراسي پارلماني به شکل غرب
و آزادي بيان داشته باشند ديگر هيچ کسي هر قدر هم ژنتيک
فاشيست باشد نخواهد توانست به اين ملت صدمه اي بزند .

زيرا (( دقت کنيد )) در سيستم هاي دموکراسي غربي چيزيست
به نام چک و بالانس
يعني هر ايده اي مانند يک جاسوس کارهاي صاحبان ايده مخالف
خود را زير نظر گرفته و بگير و برو
يعني همه هم را زير نظر دارند
و گند کاري يک بخش هر قدر هم مخفيانه بالاخره از گوشه اي بيرون
ميايد زيرا ده ها از اين گروه هاي اجتماعي دو دو يا سه سه دشمنان
يکديگرند
و از اين دشمني با هم٬ ما مردم سود ميبريم که پته يکديگر را به نفع
ما روي آب بريزند
اين اون چک و بالانس است

يعني ميگويند همه يکديگر را چک ميکنند و براي ما مردم بالانس را بين
خود در قدرت برقرار .

نميدونيد چه همه مزايا داره
که خيلي هاشو تو ايرون حضوري خدمتتون عرض ميکنم !!!!!! نانا

نوشته شده توسط nana در February 7, 2006 08:31 PM
+

خوب اين بحث زيادى طولانى شد و مثل اين که ديگر دوستان حوصله شان سر رفته. من هم با نانا هم موافقم، هم مخالف. موافقم چون معتقدم دين شخصى کاملا آزاد است. مخالفم، چون از الآن که شب تاسوعاست مى توانم پيش بينى کنم که فردا و پس فردا و پس اون فردا چى از تو خيابون هاى شهر ما به اسم اسلام و حسين در مياد…

نوشته شده توسط nima در February 7, 2006 09:50 PM
+

اقا نیما نمی دونم به چی عقیده داری ولی اینو می دونم زر زدن تو دنیای مجازی با افرادی به خوش دهنی نانا اسمش گفتمان نیست من اگه به جای تو بودم می رفتم از مگس کش عکس می گرفتم و از فواید اون می نوشتم تا کمتر چرت و پرت بخونم ومناظره کنم موفق باشی

نوشته شده توسط ali در February 7, 2006 11:09 PM
+

کاشکی همینطور بود که تو میگفتی.مسئله اینه که همونهایی که تویه دنیای وب میبینی تویه این مراسم هم مببینی!این سرشت متناقض ما ایرانی هاست که همه ی راهها را بسته.درست مثل عرق خورهای حرفه ای که دهه ی محرم را لب به پیاله نمیزنند.اگر هم بزنند لااقل مست نمیکنند!

نوشته شده توسط نويد در February 9, 2006 04:06 AM
+

بنده خدا این پشت صحنه عزیز از بس فاطی کرده همه جیز رو بهم ربط میده ، من نمیدونم گوز چه ربطی داره به شقیقه ! ، ببینم دوست عزیز اگر ارش مثلا عکس از توربین های بادی منجیل بندازه حتما شما رو یاد هواپیماهای ایرانی میندازه که در کربلای 5 شهر کرکوک رو غرور آفرین زیر آتش گشودن و چندین تن از سران رژیم بعث را به هلاکت رساندن ؟
برادر شما مثل اینکه ینموره قاطی هستی ، چرا برای همه شمشیر از رو بستی ؟ نکنه فکر کردی حالا خودت توی اون جنگ شرکت کردی که بعید میدونم مال این صحبتها باشی یا اینکه کسی از نزدیکانت رو توی جنگ از دست دادی رو نسل امروز باید جواب بده ؟

نوشته شده توسط سرباز در February 9, 2006 09:21 PM
+

baba akhe man chi begam akhe eyvaaaaaaaaaaaaaaaaalllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllllll harf nadari khaste nabashiiiiiiiiiiiiiiiii...........

نوشته شده توسط BAHAREH در February 10, 2006 02:08 AM
+

چه باشکوه!

نوشته شده توسط ali در February 10, 2006 03:12 AM
+

برف می بارید
و کودک بازیگوش ذهنم روی برف های سپید راه می رفت.
جای پاهایش را دنبال کردم
و به چشمان رسیدم
امروز از چشمانم برف می بارید

نوشته شده توسط sahar در February 10, 2006 05:11 AM
+

WOW... Such a story-tellin picture

نوشته شده توسط Pejman در February 10, 2006 06:41 AM
+

آقا آرش گل ميشه ازت خواهش كنم اطلاعت عكاسيت رو بنويسي ما ساتفاده كنيم؟

نوشته شده توسط امين در February 10, 2006 11:15 PM
+

man moharamo ba hich chizi avaz nemikonam chon ehsas mikonam dar in mah tamamie gonahanam shoste mishe va hich goinahi nadaram amma che faide vaghti tamoom mishe adama shoroo mikonan be gonah kardan ey kash tamamie roozhamoin moharam bood

نوشته شده توسط afshin در February 11, 2006 12:18 AM
+

سلام . همین چند خط کلی حرف بود . بعضی موقع ها می خواستم همین رو بهت بگم .

نوشته شده توسط یه معلم در February 12, 2006 07:40 PM
+

duste aziz,nana jan salam.man yek khaheshi azat daram .mikham lotf koni va dige raje be iran nazar nadi.iran khodaye nakarde bi javun namunde ke yeki ke unvar neshaste va pashizi delesh baraye in mamlekat nasukhte biado bekhad barash taeen taklif kone.in melat vaghti khast,enghelab kardan va age dobare bekhan in karo mikonan banabareen be nazare shoma hich ehtiaji nist..

نوشته شده توسط nasrin در February 14, 2006 11:38 AM
+

arash jan kheili sharmandam ke be jaye tashakor kardan az shoma be khatere akse kheili ghashangetun javabe yek dust ro dadam.baz ham mamnun az aksaye kheili zibat.

نوشته شده توسط nasrin در February 14, 2006 11:40 AM
+

bebakhshid...5/6 ssal pish ke hanooz oonvare aabia be shoma forsate weblog nevis shodan nadade boodan , moharram forsate khoobi baraye chi bood ?

نوشته شده توسط Fano در February 18, 2006 02:35 AM
+

emrooz dashtim darse efrat o tafrito mikhoondim

نوشته شده توسط mahdi در March 5, 2006 11:10 PM
+

bessiiaaarr aaallllliii

نوشته شده توسط soheila در June 8, 2006 10:00 PM
+

پس از خوندن این نظراتی که داده شده فقط می خوام توجه همه رو به این نکته جلب کنم که مذهب و اعتقاذات ایدئولوژیک یک مسئله درونی و فردی است و افکار هر آدمی مثل خودش قابل احترام است تا وقتی که مزاحمتی برای جامعه ایجاد نکنه، اما چه تجربه این سالها در ایران و چه تجربه جهان ثابت کرده که مذهب نباید حکومت کنه یا قانون گذاری کنه چون قابل سوء استفاده است.
فکر میکنم دوستان عزیزی که اینجا بحث کردن بجای مجادله با هم به این فکر کنن که ریشه بسیار مشکلات ما حکومت کردن مذهب است.

نوشته شده توسط آسمان در May 27, 2007 12:01 AM
+

اون رنگ سبز بالا سمت چپ دقيقا از كجا اومده؟

نوشته شده توسط سبا در November 17, 2007 05:18 PM
نظر بديد
نام (Name):

پست الکترونيک (Email):

 آدرس سايت (Webpage):

نظرات (Comments):

 
 اطلاعات مرا به خاطر بسپار
Save my information
Ø Archive Page ×

Alone in Paradise    Anzali Lagoon    Update...           
Group Photo Exhibition    Group Photo Exhibition    Air traffic    The cooperative Manoeuvre of Basiji students, Police, photojournalists near the Netherlands embassy    The cooperative Manoeuvre of Basiji students, Police, photojournalists near the Netherlands embassy   

Ø صفحه بايگانی ×
 
Powered by Movable Type 3.2 - Hosted by GARDOON